مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است
طفلی دل صغیر و کوچک من در این غربت صدایش را اهسته سر می دهد ...
از نهان،
باران اشک هایش بر صورتش و صورتش خشکیده ی ،
یک بوسه ی آبدار آشنا و آشنای آشنا !!
که آشنا بوسید دگر را و دگر دگر را ، پوسید روح مرا !
ببوس مرا غریبه .... ببوس که نمی روم از غربت
نمی گذرم از او او و او ...
ببوس امشب که آشنا شوم با تو با شب با شهر با ...
حرمت شکن شکنا ....
هوم هوم هوووم هوم ... لالالا لا لا لا
دستت دست دست کشان می کنم
لبت را بر لب گذار تا جاری شود، شهدت در شهد شهادته فردایم ....
کو کوکوکوکو صدای جغده شوم، روی بوم !
آه ! خم می شوم بوس ،بر چشم کبوده او او و او .
جای کلاغا و کل آقـــــا دگرخالی نبود .
مومومو موچ ماچ و ماچ موچ !
موم موم مومو آه ... لالالا لا لا لا
گوش تا گوش ، لب تا لب !
بخواب بر آن تخت، آشنای دیروز
که آشنا می شوی تو، آشنا امروز
نپرس از او که نمی گویم !
شهرت ، پول ، آرزو ،فردا،
میخواست او او و او !
بخواب مرجان من بر صفحه ی خاطره،
بر تخته دریایی من !
شب را صبح کنیم با عشق با نور بی او او و او ...
ادامه دارد .....
لــعنت به عشق من و ایران من !
هرجاهیچ جا همه جا یک جا...ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: موجودی به نام من
بازدید: 33